Wednesday, July 09, 2003

به دنبال دستگيري سعيد عسگر به جرم رهبري حمله شبانه به خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائي ، شايعاتي مبني بر بي گناهي وي در محافل سياسي خبري شنيده مي شود
وبلاگ شيلنگ با استفاده از عناصر نفوذي خود به متن بازجويي از وي دست يافته است كه به رؤيت شما ميرساند:

-آقاي سعيد عسگر خودتون رو معرفي كنيد
-- با سلام، بنده سعيد اصغرهستم

- پس چرا همه شما رو به اسم عسگر ميشناسن ؟
-- والا يه فرمانده داشتيم تو گروه فشار كه لهجه داشت اصغر رو ميگفت عسگر ، اينجوري شد كه عسگر رومون موند

-انگيزه شما و دوستانتون براي حضور در ساعت 3 بامداد در خوابگاه علامه چي بوده ؟
-- اينجانب و دوستان خيلي اتفاقي داشتيم ازآنجا رد ميشديم يادمون اومد يه جزوه بايد از يكي از بچه هاي علامه بگيريم رو همين حساب با خودمون گفتيم كه با اين كار هم سري به دوستان زديم و از حالشون با خبر شديم هم جزوه مورد نظر رو از دوستان گرفتيم

-اما شما در حال پرتاب سنگ يه سمت شيشه پنجره خوابگاه ديده شديد
-- بله كاملا درسته، چون نيمه شب بود و نميخواستيم مزاحم خواب نگهبانان زحمتكش خوابگاه بشويم و زدن سوت هم در اون ساعت از شب موجب مزاحمت براي همسايه ها ميشد ، سعي كرديم با زدن چند عدد سنگريزه به پنجره دوستان خود را با خبر كنيم

- اما شما و دوستانتون در داخل خوابگاه در حاليكه ميله گرد در دست داشتيد ديده شديد، در اين مورد چي داريد بگيد
-- بايد بگويم بنده دانشجو فني ميباشم اما به دليل مستضعف بودن قادر به تهيه خط كش نبوده لاجرم از ميله گرد به جاي آن استفاده ميكنم كه خدا را شكر تا به حال كارمان را راه انداخته است

- و دوستانتون چي ؟
-- نمي دونم والا ، شايد اونام مشكل مالي دارن

- در مورد شكستن درب اتاقها چي داريد بگيد ؟
-- بعد از اينكه وارد راهرو خوابگاه شديم هرچه در زديم دوستان در را باز نكردند و ما به شدت نگران شديم كه نكند اتفاقي براي دوستان افتاده باشد و در خطر گازگرفتگي يا.. با شند، و با اقدام به شكستن در سعي داشتيم اونها را نجات بديم

- ولي اونها به شدت ضرب و شتم شدند
-- چاره اي نبود مجبور شديم براي اينكه به هوش بيان بزنيمشون
شما بوديد تو يه همچين موقعيتي چكار ميكرديد؟

- اينجا فقط ما سوال ميكنيم !

- آثار خون روي درو ديوارهاي خوابگاه ، آيا شما اونها رو نديديد ؟
-- چرا اتفاقا توجهم جلب شد ولي حدس زدم با توجه به گرمي هوا و افزايش پشه ها
خون روي ديوارها مربوط به كشتن پشه ها باشه
به همين علت از دوستان همراهم خواستم كه با اسپري هايي كه همراه داشتند اونجا رو سمپاشي كنند بلكه از درگيري دانشجوهاي خوابگاه با پشه جلوگيري بشه

- در دادگاه به عنوان عامل ترور سعيد حجاريان به 25 سال حبس محكوم شدي
- اين مدت 25 سال رو چطور گذروندي ؟
-- به هرحال سخت بود
دوري از دوستان ، خانواده...
( در اين لحظه ايشون بغض ميكنندو بعد از كمي مكث... )
مادددددددددددددددددددددددر هرچند جفا كردييييييييييييييييم با ما وفا كردييييييييييييييييي
بگذريم ، خود آقاي حجاريانم فهميد كه در مورد من اشتباه كرده و چندين بار براي گرفتن حلاليت به درب خونمون اومده و فهميده كه كار من نبوده و خودم هم فهميدم
حتي ايشون چند بار از من خواستن برا ي اينكه از شرمندگي من در بيان ترورشون كنم
- و شما چي جوا ب داديد ؟
-- والا بايد با دوستان مشورت كنم ، آخه ميدونيد كه كار سختيه
- ترور كردن ؟
-- نه ، اينكه مردم شرمندت با شن
- از چند سالگي و از كجا شروع كردي و عامل موفقيتت رو چي ميدوني ؟
-- چند ساله بودم كه با كتك زدن بچه ها در كوچه اين كار رو شروع كردم و با تشويق خدا و توكل به پدر و مادر و برنامه ريزي و پشتكار تونستم تو گروه فشار به موفقيت دست پيدا كنم

- كاري كه شما ميكنيد انرژي زيادي ميخواد معمولا شما چي ميخوريد ؟
-- گه زيادي !


- چرا اسم گروهتون رو انصار گذاشتيد؟
-- در واقع انصار مخفف ((انجمن نوستالژيك صبز انديشان راستگو)) هست
- سبز كه با صاد نيست. با سين است.
--اين صبز با اون سبز فرق دارد و همان چكاد آزاد انديشان است!


- فوتباليست مورد علاقتون؟
-- حاج مسعود ده نمكي
- مگه ايشون فوتباليستم هستند ؟
-- بله
- كجا بازي ميكنن ؟
-- تيم ملي كوچه شون
- فوتباليست غير فشاري چي دوست داريد؟
-- پرويز برومند
- چرا بهش علاقه مندي؟
-- براي اينكه به فوتبال اكتفا نكرده و كشاورزي هم ميكنه
- چي مي كاره حالا؟
-- بادمجون معمولا

- بهترين فيلمي كه ديدي
-- يوگي و دوستان
- اون كه كارتونه
-- كارتونه چي؟
- كارتون خالي
-- نداريم
- خب حالا كارتون خوب چي ديدي؟
-- يه كارتون بزن بزن ديدم خيلي خوشم اومد ، اسمش فكر كنم" بروسلي اژدها مي شود " بود ، يكي ديگم ديدم اسمش ترميناتوربود ، فكر كنم هندي بود

- بازيگر مورد علاقه؟
-- ميتونم مشورت كنم؟
- خير!
-- عنايت بخشيه؟
-بله ، آفرين ، 20 امتياز به شما تعلق مي گيره ، ميريم براي سوال بعدي

- بهترين و بدترين خاطره ؟!
--بهترين خاطره ام مربوط ميشه به خبر ترور آقاي حجاريان كه از راديوي موتورم شنيدم و بدترينش مربوط ميشه به گم شدن تفنگم در حماسه حمله به كوي دانشگاه
- بالاخره معلوم شد كار كي بوده ؟
-- بله! كار همين دانشجوها بود و من ازشون گله مندم چرا كه ما اون شب اونجا مهمان بوديم ...
- فكر ميكني براي جلوگيري از اين اتفاقات چه بايد كرد؟
-- والا احتياج به كار زير بنايي داره ، پيشنهاد ميكنم از مربي خارجي استفاده كنيم


- اوقات فراغتتون رو چطور ميگذرونيد ؟
-- معمولابه بطالت
- اي بابا چرا به بطالت ! پايه اي يه قرار شمال بذاريم ؟
-- از وليمون بايد رضايت نامه بياريم؟
- فكر نكنم ، حالا ميپرسم بت ميگم
-- پس خبرشو بم بده
- دست من نيست خبرش!
-- پس دست كي بود؟
- نفهميدم ، دستكش دستش كرده بود نامرد ، حالا بيخيال ، ما شنيديم كه شما و دوستانتون اوقات فراغتتون در جايي به اسم دخمه در شهر ري جمع مي شديد ، در اونجا چيكار ميكرديد؟
--به جون مامانمون هيچكار، فقط يه قل دو قل بازي ميكرديم ، گاهي هم براي تنوع گل يا پوچ و منچ

- پس فكر ميكني نقشه ترور حجاريان كجا كشيده شد؟
--ترور؟؟؟!!! مگه حجاريان ترور شده؟؟!!
- يعني خبر نداشتي؟!
-- نه به امام مجيد ! الان از دهن شما مي شنوم !
- عجب! حالا فكر مي كني كار كي بوده ؟
نمي دونم ! تو رو خدا ديگه ازاين حرفاي بد بد نزنيد تمام تنم داره مور مور ميشه...!

- در پايان صحبتي يا پيامي براي خوانندگان نداري
-- من كوچكتر از اونم كه پيامي داشته باشم براي خواننده ها اما اگه ممكنه آهنگاي شاد و دوبس دوبسدار بيشتر بخونن



سعيد عسگر ( پيراهن سفيد ) در حال عكس برداري از يك گل
لازم بذكر است وي عكاس مجله دوستداران طبيعت است -x





عسگر - حاجي جان يه گلم اونوره بريم عكس بگيريم
زن چادري - من ديدم اين آقاهه ميخواست گل بكنه



کلیه خدمات شستشو ÷ذیرفته می شود

This page is powered by Blogger. Isn't yours?